چند وقتی پیش در سایت گویا نامهای منتشر شد مبنی بر حدیثی از امام حسین. این نامه که از فردی با نام داریوش مجلسی در گویا چاپ شد موجب عکس العمل عدهای از اهالی اینترنت نشین شد و این نامه مسنجر به مسنجر و وبلاگ به وبلاگ بدون هیچ تحقیق و تفحصی گشت و موجب بد گمانی به امام سوم شیعیان شد.
حال به اصل صحبت عنوان شده در نامهی آقای داریوش مجلسی و بعد قسمتهای غلط و دروغ آن میپردازیم. پیش از شروع باید بگویم دوست عزیزمان در وبلاگ بازگشت پیشتر نقدی بر این نامه نوشته بود که با تشکر از ایشان باید بگویم که قسمتی از نقد این دوست عزیز هم مورد انتقاد من است که در جای خود به آن هم خواهم پرداخت.
توصیه میکنم ابتدا نامهی آقای مجلسی را بخوانید و سپس به این سطور توجه کنید:
آقای مجلسی تنها ترجمهای کاملا مغلوط از حدیث را ذکر کرده که ما اصل حدیث و ترجمهی صحیح آن را در پی ی آوریم:
ترجمهای که آقای مجلسی در نامهاش ذکر کرده به ای صورت است:
" از حسین بن علی:
ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتراست. ایرانیهارا باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشانرا بفروش رسانید و مردانشانرا به بردگی و غلامی اعراب گماشت.
حسین بن علی، امام سوم شیعیان، سفینه البحار و مدینه الاحکام و الاثار، نوشته حاج شیخ عباس
قمی، صفحه ۱۶۴. "
و اما اصل حدیث و ترجمهی حدیث :
سمعت اباعبدالله:
" شیعتنا العرب و عدونا العجم، العرب الممدوح من کان من شیعتنا و ان کان عجما و العجم المذموم من کان عدونا و ان کان عربا"
سفینهالبحار چاپ قدیم چاپ فراهانی جلد 2 صفحهی 164 در ذیل لغت عجم
ترجمه تحتالفظی: " شیعیان ما از عربند و دشمنان ما از غیر عرب، عرب ستایش شده کسی است که از شیعیان ما باشد و [شیعهی ما ] اگر چه غیر عرب باشد ممدوح و مورد ستایش است. و غیر عرب مذموم کسی است که دشمن ما باشد [ و دشمن ما ] اگر چه عرب باشد مذموم است."
یعنی این که : شیعیان ما ممدوح و مورد ستایشند چه عرب باشند چه غیر عرب و دشمنان ما مذمومند چه غیر عرب باشد و چه عرب.
اما برای روشن شدن اذهان عمومی باید به چند نکته دیگر هم اشاره کرد:
1- هر بچهای که پای دو تا منبر نشسته میداند در کتب حدیثی وقتی میگویند اباعبدالله منظور امام صادق(ع) است نه امام حسین (ع).
2- (خطاب به داریوش مجلسی) آقای مجلسی! من که عربی را در حد سوم دبیرستان خواندهام میدانم که االممدوح در "العرب الممدوح " و المذموم در "العجم المذموم" صفتاند ونه خبر ولی شما که ادعای تفسیر حدیث دارید هنوز نمیتوانید یک جملهی سادهی عربی را ترجمه کنید. پیشنهاد میکنم شما به همان فعالیتهای سیاسیتان برسید و وارد معقولات نشوید!
3- ایشان در همه جای نامهی خود عجم را به معنی ایرانی ترجمه کردهاند در حالی که در هیچ کتابی عجم به ایرانی ترجمه نشده است بلکه عجم به معنی غیر عرب است. از کسی مثل این جناب استاد داریوش مجلسی!! که هیچ انتظاری نیست اما از دوست وبلاگ نویسمان که وبلاگ خوب بازگشت را مینویسد انتظار نداشتم عجم را ایرانی ترجمه کند.
4- آقای مجلسی در جایی از نامهی خود نوشتهاند که دوست مورد اعتماد و مذهبی اصفهانی ایشان که با علما ارتباط دارد از سه نفر از علمای صاحب نظر! در مورد این حدیث سوال کرده و سپس میگوید:" اولی حتی از وجود چنین کتابی، نوشته شیخ عباس قمی، اظهار بی اطلاعی نموده بود."
این صحبت ایشان واقعا مایه خنده و تبسمم شد: همان طور که دوست بازگشتیمان گفته است این که یک عالم صاحب نظر حوزوی حی از وجود کتاب سفینهالبحار خبر نداشته باشد مثل این است که یک مسلمان از وجود قرآن بیخبر باشد. یا مثل این است که بگوییم فلانی دانشجوی مهندسی است ولی از وجود کتاب فیزیک هالیدی به کلی بی خبر است.
در آخر باید بگویم که از کسانی مثل این جناب داریوش مجلسی که انتظاری نیست ولی از دوست محققی چون نویسندهی وبلاگ بازگشت انتظار نداشتم که بدون تحقیق و حتی دیدن اصل حدیث و تنها برای تکذیب حدیث به این متوسل شود که بگوید "حدیث بالا در کتاب “سفینه البحار و مدینهالاحکام” آمده. این کتاب در قرن 13 هجری با کمک آیت الله بهجت ، متجاوز از 1000 سال بعد از قیام حسین تالیف شده است. شیخ عباس قمی صاحب اثر ” مفاتیح الجنان” است که گمان نمیکنم کسی مفاتیح را دیده باشد و انگشت حیرت و تاسف به دهان نگرفته باشد. مفاتیح بعد از بحار الانوار علامه مجلسی رکورد بیشترین جعل و دروغ در احادیث و سنت را داراست. به هر حال از نظر تاریخی ایراد سفت و محکمی به این حدیث وارد است. " دوست عزیز از شما انتظار میرفت که ابتدا متن حدیث را ببینید و به صحت ترجمهی آقای مجلسی مطمئن شوید و بعد به جعلی بودن بسیاری از احادیث کتابهای بحارالانوار ، مفاتیحالجنان و سپس سفینهالبحار بپردازید و بدون ارائه هیچ دلیلی آنها را مجعول بدانید.
در پایان عا
جزانه از شما خواهش میکنم که در مورد هیاهوهای ساختگی ابتدا از صحت مطلب مطمئن شوید و سپس به انتشار آن از طریق مسنجر و وبلاگتان بپردازید.
[ سید موسی علوی ]
————————————-
پی نوشت:
+ از همهی بچه شیعههایی که نام حسین و ائمه برایشان مهم است و امکانش را دارند که به این مطلب لینک دهند یا آن را به طور مستقیم در وبلاگشان کپی کنند تقاضا میکنم این کار را بکنند تا و اقعیت بر همگان مشخص شود.
+ نوشتن این مطلب در وبلاگ شما بدون درج لینک این وبلاگ هم آزاد است.
————
+ پی پی نوشت:
کسی آدرس E-mail معمول سایت گویا را ندارد؟ میخواهم برایشان جوابیه بفرستم.


سلام بر شما
بنده این حدیث و ترجمه آقای مجلسی و شما را خواندم .بنظر می رسد چند نکته را بایست در نظر بگیرید :1-شاید ترجمه شما از این جملات درست باشد اما در این حدیث نکته ای مستتر است و آن جمله “عدونا عجم ” است .از این جمله نگاه اعراب را نسبت به ایرانیها که چون عربی نمی دانستند و حروفشان حلقی و بد بیان نبود ؛ عجم یا اعجمی می نامیدند ،بیان می دارد. دشمنی عجیبی در صدر اسلام نسبت به ایرانیان در اعراب موج میزد ه است. خود امام حسن و امام حسین در سال 30 هجری در سپاه اعزامی عمر خلیفه دوم و به فرماندهی سعد ابی وقاص در جنگ مازندران حضور داشتند .(تاریخ طبرستان و تاریخ طبری ج 5 ص2115) قطعا هم برای سیاحت جنگل و تعطیلات نیامده بودند در جنگ گرگان تنها 40 هزار نفر از مردم بی گناه گرگان از دم تیغ مسلمانان گذشتند. چرا ؟چون اسلام دین شمشیر است نه منطق ! همه این اتفاقات در حضور و در زمان ائمه شیعه رخ داده است و هیچ ککشان هم نگزیده است !حدیثهای متعدد از پیامبر در مدح شمشیر بیان شده : “بهشت در سایه شمشیر عریان است” لسان العرب ج11 ص250 یا “من فرستاده شده ام تادرو کنم نه بکارم !”تفسیر طبری ج14 ص32 البته شما مانند قبل می توانید همه چیز را تحریف شده بنامید .اما در نظر بگیرید که من و شما در حدی نیستیم که بتوانیم امسال محمد باقر مجلسی ، شیخ عباس قمی و یا محمد جریر طبری و کتابهایشان را رد کنیم.اگر جرات دارید به قم تشریف برده ودر حوزه علمیه و درحضور علمای اعلام این دو نفر را بایکوت کرده یا مفتری به پیامبر بنامید ! راجع به دینتان مقداری بیشتر مطالعه بفرمائید بدون پیش داوری قبلی ! عزیز : ” ما بیشتر از آنکه به یافته های عقلمان رجوع کنیم به بافته های ذهنی دیگران می پردازیم ! وبیائیم هر چیزی را آنطوری که هست مورد بررسی علمی قرار دهیم نه آنچیزی که دلمان می خواهد باشد ! و بقولی ” ماله نکشیم ” تا زودتر به حقیقت برسیم !
اگر خواستید کتابهایی را به شما معرفی خواهم کرد تا بیشتر حقایق را آنطوری که بوده، بدانید !
درود بر راستی و حقیقت
سلام
خیلی خوشحالم که شما به این مسایل اهمیت می دید و بی تفاوت از کنارش عبور نکردید
به نظر من از امام حسین و خاندانش بعید است که همچین سخنانی گفته باشند هر کسی که مطالعات کافی در خصوص این خاندان داشته باشه نمی تونه این حرف ها رو باور کنه
تازه اگر هم بر فرض محال گفته باشند منظورشون مردم ایران نبوده بلکه دولت و حکومت آن زمان ایران بوده
پیامبر اکرم در تکریم قوم فارس و ایرانی احادیثی دارند … مگه حضرت محمد نگفتند که سلمان از ماست و او را عزیز نداشتند ؟؟؟؟
بیایید کمی منطقی و منصف باشیم و به عقلمون رجوع کنیم
خوشحال میشم اگه به وبلاگم سری بزنید
سلام. بسیار مطلب زیبایی بود. زنده و سربلند باشید و در کسب علم موفق. با اجازه وبلاگتونو تو وبلاگ خودم لینک کردم….
خدمت آقای علوی عرض میکنم که : اصل مطلب را با این نوع مغالطات و سفسطه های جنابعالی نمی توان رد کرد حال حضرت عالی صد کتاب بی پایه و سفسطه آمیز هم در این مورد بنویسید.
1- در آن روزگار که اعراب بادیه نشین در مخیله شان هم نمی گنجید روزی بتوانند به عنوان غلام وارد امپراتوری بزرگ آن زمان یعنی ایران شوند اکنون که به فتح این سرزمین رویایی نائل شدند و توان مدیریت حتی جزء کوچکی از آنرا نداشتند«مراجعه کنید به کتاب دو قرن سکوت از مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب» تنها راهی را که بلد بودند قتل . غارت . دزدی . تخریب و تجاوز را پیش گرفتند بنابراین این امور جزء روزمره گی آنها محسوب میشد که از آن اصلا به خود ابایی راه نمی دانند (کما اینکه در گفتار جابعالی از عمر به همین شکل یاد شده است ) و بعلاوه از دین خود در این راه مدد می جستند و آنرا مجاز و حلال می کردند.
2- از آنجا که بزرگترین و مهمترین سرزمین فتح شده به وسیله اعراب در آن زمان ایران بوده بنابراین منظور از عجم فقط و فقط ایرانی ها هستند پس نمی توان گفت منظور از عجم کلیه سرزمینهای کشف شده آن دوران غیر از شبه جزیره عربستان است .
3-شما در رد مطالب از علم تاریخ و شواهد تجربی با ید مدد گیرید و اصولا بحث علمی تابع شاهد . تجربه و منطق استنتاج است متاسفانه (نمی دانم آیا شما آخوندید یا خیر) جنابعالی از روش حوزوی که تابع روضه . سفسطه . سوفسطا و معلغطه و … است بهره برده اید که در جامعه علمی دنیای مدرن مطرود است و به درد جامعه سنت گرا و لایتغیر حوزه می خورد.
با تشکر – کارا
سلام
به نظر من در خوشبینانه ترین حالت، همین تبعیض آشکار بین عرب و عجم در نظر این بزرگان نشانه نژادپرستی شدید در میان آنان است.