یکی از دوستان از جو کنونی فرندفید ابراز رضایت کردهاند و فرمودهاند: فرندفید محیطی برای تمرین دموکراسی است. و از گروهی از افراد مثال میزنند که اگرچه در جامعه حقیقی زبانشان دم از آزادی و دموکراسی میزند، اما در واقع دیکتاتورهایی هستند که اخیرا در فرندفید ذات خود را نمایان کرده و لب به انتقاد گشودهاند و بعضا هم که محیط آزاد را تاب نمیآوردند، رفتهاند.
باید خدمت این دوست عزیز و دیگرانی که جوابیهها و حرفهایشان به علاقهمندیها و گاها به سمت زندگی خصوصی نشانه رفته بود، عرض کنم که نه تنها انتقاد از محیط پیرامون از حقوق اساسی جامعه دموکراتیک است و انتقاد از جامعه(هر چند مجازی) خللی به محیط اطراف وارد نخواهد کرد بلکه از ضروریات آن محسوب میشود. همچنین یادآور میشوم چنانچه به نظر میرسد و بارها هم از طرف بسیاری بیان شده، شرایط کنونی فرندفید شکستن قوانین جامعه و حتی قوانین نانوشتهی آن(که در هر جامعهای به اسم عرف میشناسیم) است، که نه تنها ربطی به آزادی و دموکراسی ندارد، بلکه آن را به سمتی میرود که در جوامع حقیقی به آن آنارشیسم میگوییم.
پینوشت: توی نوشته قبلی از کلوب و رومهای یاهو مسنجر گفته بودم به یاد یکی از صحبتهای محسن نامجو افتادم: «ابتذال جواد یساری نیست، چون جواد یساری خودش، محتوای ترانههایش، مخاطبانش و سازش همه یکی هستند، همه در یک ظرف قرار میگیرند، این ابتذال نیست، ابتذال گروه آریان است اگر بخواهند با تیپ و قیافهشان که سمبل شهرک غرب است، در مدح علی و عرفانی بخوانند.»
لینکهای مرتبط:


من با اون “یکی از دوستان” موافقم!
ما تو جامعه ای زندگی نکردیم که بلد باشیم دمکرات زندگی کنیم!
[...] جملهی را از وبلاگ «یادداشتهای دو دانشجوی IT» برداشتهام که به نظر من باید آن را با آب طلا [...]
من با آنارشیسم و لیبرالیسم موافقم مخصوصاً آنارچیسم به نظر من بهترین بینش سیاسیه
[...] دموکراسی آری، آنارشیسم نه [...]
من هم با نظر شما موافقم